هنر خشونت پرهیزی و قانون عشق

حجت حسن ناظر

پبشکش به مادر ترزا ، گاندی ، ماندلا، تولستوی، توتو، لوترکینگ، گوتمه و لاما

( تا به دنیا پرنده ای باقیست                 هیچ آزاده ای اسیر مباد )  مهدی اخوان ثالث

( عشق سرشتی عرفانی دارد و از خود پسندی و خشونت به دور است . ) سعدی

(افسردگی ناشی از این است که ما عشق نیستیم ، هر که عاشق تر افسرگی اش کمتر است . ) سورن کی یر کگور

( عدم خشونت راهیست برای شناخت حقیقت که همانا خداست .) مهاتما گاندی

( عدم خشونت می خواهد تاریخ بسازد. ) پل ریکور

( همه چیز از طریق گفتگو و متقاعد ساختن حل و فصل می شود. ) هانا آرنت

(دوری از خشونت والاترین فضیلت هاست .)

( بیداد را با بیداد پاسخ نگوئید. ) سقراط

( در میان کسانی که به ما کینه می ورزند عاری از کینه به سر بریم . ) بودا

(انسانیت بدون آشتی معنا ندارد . )  ازموند توتو

( هیچ دولتی نمی تواند به خاطر قدرتی که بر اساس اراده مردم نباشد بر خود ببالد . ) نلسون ماندلا

( بدی نکنید تا بدی نباشد. ) لئون تولستوی

( می بخشم اما فراموش نمیکنم . ) ماندلا

خشونت لجام گسیخته  فرهنگ گریز و انسان برانداز کشورهای استعمار گر ، سلطه جو و جهانخوار ،

خشونت دولت ها به ملت ها یشان ، خشونت به زنان ، خشونت به کودکان ، خشونت به حیوانات همه و همه ریشه در بی اعتنایی به فرهنگ دارد و زاده جهل آدمیست ، انسان به میزانی که از فرهنگ نصیبی برده باشد عشق گستر ومهرورزتراست . تمدن هایی که نابود شدند ، حکومت هایی که فراموش گشتند و با تند بادی بر باد رفتند ، اینها با بی توجهی بر معاریف ، ارزشها و اعتبارهای آرمیده بر جان فرهنگ مرگ خود را اعلام نمودند از آن پیش که به حق میرند . رعایت عدم خشونت یک رسالت پیامبر وارانه در جهان جنون زده و جنگ پرست می باشد، امروزه راهی جز چنگ بردن به ساحت تفکر ، تعقل ، اندیشه ورزی و خرد افشانی نیست از آن پیش که سیاره ی زمین با ندانم کاری ، غرور ، خود پرستی و آتش افروزی به خاکستر نشیند. بهتر آن می نماید که دوستی چهره وا گشاید و به مهربانی میدان بروز و جولان داده شود و دستها برای درود فرستادن بالا رود و آثارخوش آوای هنری به صدا در آیند تا توپها به صدا در نیایند و عود فرهنگ جای دود بی فرهنگی نشیند، همدمی ، همدلی ، همزبانی ، هم اندیشی ، هم باوری ، هم دوشی ، هم گامی ، همیاری و همراهی زیباتر می نماید تا نسل کشی ، ویران گری ، آوار افزایی ، تجاوز و تهدید.

دارو های  فرهنگی برای بهروزی انسان ها داروی جان است ، بگذاریم فرهنگ با نت و دوات و قلم عشق پراکنی ، انسان باوری ، احترام به هم نوع ، گذشت ، فداکاری ، ایثار ، بی کینه گی و دانایی را که مادر توانایی های ارزش مدارانه است تکثیر نماید و جان له له زنان و  تشنه ی آدمیان را از میانه ی دودهای ویران گرانه بیرون کشیده ، استعلا بخشیده و بر تارک معنا و معرفت نشاند، با نه گفتن به خشونت جهانی شیرین تر شمایل و سیما وا می گشاید .بجوشیم و  بکوشیم که در این ظلام تیرگی ها و در این جهان سرد ، تلخ و خشن که راه نفس کشیدن به سختی وا گشاده میشود جهانی شیرین و قابل تحمل را پنجره وا گشاده و دریچه ای به باغ دوستی ها بازنماییم از آن پیش که نباشیم و آیندگان از ما به دنائت و قهر یاد کنند.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *