نقدی بر برنامه ریزی سفر متولی آستان قدس به نیشابور ( سایه حق الناس بر برکات یک سفر)

 

سفر مقام های استانی، ملی و فراملی به شهرهای مختلف می تواند منشا خیر و برکت و توسعه باشد. از این منظر این سفرها را باید به منزله ی فرصتی برای جذب سرمایه و آبادانی دانست. از نگاه نگارنده ی این سطور کلیت سفر آقای رئیسی، متولی آستان قدس رضوی به نیشابور هم از همین موضوع مستثنا نیست و باید به آن به منزله ی فرصتی برای احقاق حقوق نیشابور و نیشابوریان از امکانات مادی و معنوی هم جواری با حرم امام هشتم  نگریسته شود. اما از آن جا که هیچ کاری کامل نیست، متولیان هر برنامه ای باید با بررسی  موضوع از زوایای مختلف؛ اشکالات احتمالی را برطرف نمایند.

در فرهنگ ملی و دینی ما بر رعایت «حق الناس» که همان حقوق بشر است؛ تاکید جدی شده است و از طرف دیگر امام رضا(ع) را به عنوان امام «رئوف» و «ضامن آهو» می شناسیم. نگارنده به عنوان یک شهروندِ روزنامه نگار قبل و حین انجام سفر مستقیم و غیر مستقیم شاهد برخی رفتارها و تصمیماتی بودم که چندان با حقوق مردم و ویژگی برجسته امام رضا، سازگاری نداشت؛ لذا تصمیم گرفتم برخی از این اشکالات را با هدف آسیب شناسی، بیان کنم تا شاید متولیان در موارد بعدی آن را برطرف نمایند.

 

الف: بسته شدن درهای مجموعه ی خیام ۱۲ ساعت قبل از حضور

عصر پنج شنبه به اتفاق مهمانانی که مشتاقانه برای دیدار با «عمر خیام» از راه دور آمده بودند از خانه ی معلم قدم زنان و مشتاقانه عازم شدیم. هر چند از  هفته ی قبل از طریق تبلیغات بسیار گسترده ی میدانی و بصری از حضور و سخنرانی متولی محترم در امامزاده محروق آگاه شده بودم؛ اما گمان نمی کردم که داربست های کثیف و نامتجانس برپا شده در مدخل ورودی آرامگاه خیام و حضور غیر متعارف برخی برادران در صحنه آن هم ساعت ها قبل از شروع مراسم؛ ارتباطی با موضوع داشته باشد. اما متاسفانه وقتی نزدیک تر شدیم؛ کم کم صدای اعتراض مشتاقان زیارت خیام را می شنیدیم که وقتی از علت محروم ماندن مطلع می شدند؛ صدای شان بلندتر می شد. شوربختانه تر این که مسئولان حاضر در آن سوی نرده ها و ظاهرا هم نشین خیام! پاسخ و برخوردی از سر استیصال با مراجعین داشتند. این وضعیت تا ساعت ها ادامه داشت. حال سوال این جاست:

– در اعلان عمومی صورت گرفته، مکان دعای ندبه و سخنرانی امام زاده محروق اعلام شده بود. علت تغییر مکان چه بوده است؟

– چرا حداقل دوازده ساعت قبل درب های آرامگاه بسته شد؟ مگر ترتیبات و درجه امنیتی در نظر گرفته شده برای یک مقام استانی آن هم فردی که همین هفته های قبل جهد بسیار نمود خود را از جنس مردم معرفی کند؛ باید در این سطح باشد؟

– اگر قرار بر قُرق کردن خیام بوده است؛ چرا از زمان آغاز تبلیغات گسترده ی میدانی  و از طریق شبکه های اجتماعی به این مهم اشاره نشد؟ آیا با بستن درب ورودی خیام، می توان حق فردی که از صدها کیلومتر دورتر با صرف وقت و تحمل هزینه های مادی، آن هم در فصل مسافرت، برای دیدار از مکانی عازم شده است را این گونه راحت پایمال کرد؟

– آیا این شیوه از منظر مدیریتی قابل پذیرش است؟ جناب فرماندار محترم چرا در این خصوص تدبیر و پیش بینی لازم را نداشتند؟

ب:   تعطیلی غرفه ها ساعت ها قبل از حضور مهمان:

در ضلع شمالی مجموعه خیام غرفه های مختلفی قرار دارند که با پرداخت اجاره به مجموعه با بازدید کنندگان خدمات ارائه می دهند. عمده درآمد صاحبان این غرفه ها در روزهای پنج شنبه و جمعه است. به دلیل بسته شدن مجموعه ؛ این غرفه ها نیز عملا تعطیل شدند. به راستی متولیان و برنامه ریزان این سفر هیچ به این مهم اندیشیدند؟ آیا شرع و تعالیم دینی ما اجازه می دهد به این راحتی  هر تصمیمی را بدون توجه به تبعات آن بگیریم؟

پ: تخلیه ی اجباری برخی اتاق های خانه ی معلم خیام قبل از پایان مهلت مقرر:

در استقبال از این سفر و حضور مهمان، از ساعت ۸ صبح روز جمعه مسئولین خانه معلم خیام به اصرار و اجبار از مهمانان خود در این مکان خواستند؛ اتاق ها را زودتر از موعد تخلیه کنند. این تصمیم آن قدر عجیب بود که بسیاری از مهمانان را آزرده خاطر نمود. با توجه به حضور مهمان اصلی در مجموعه ی «فجر» مشخص نیست که چرا مهمانان خانه ی معلم یابد دچار زحمت و ناراحتی شوند؟ آیا شخص آقای رئیسی از این زحمت مردم مطلع و راضی به این امر بوده اند؟ آیا در همه ی این سفرها چنین محدودیت ها و مشکلاتی برای مردم ایجاد می شود؟ به راستی حق الناس چقدر برای این برنامه ریزان مهم است؟

ت: پخش مداحی و سرودهای حماسی پس از اذان صبح در کل مجموعه امامزاده محروق و باغ خیام

این که روز خود را با اذان و آیات الهی شروع کنیم رسمی دیرینه و پسندیده است اما در رسم بزرگان شیعه و اسلام هم بسیار شنیده ایم که این عزیزان حتی برای نماز صبح به خود اجازه نمی دادند مزاحم خواب فرزندان شان شوند! حال چگونه است مسئولان برنامه ریزی این سفر به خود اجازه می دهند در فضایی که صدها خانواده ی گردشگر و مهمان هر یک با زدن چادر یا بیتوته در اماکن اطراف مشغول استراحت هستند؛ علاوه بر اذان با پخش دعا و سرودهای مذهبی از طریق بلندگوهای بسیار عرصه را بر مردم تنگ کنند و خاطره ی نازیبایی از یک شب از حضور در نیشابور برای شان باقی بماند؟ آیا بهتر نیست در برگزاری مراسم این چنینی، ابتدایی ترین اصول تبلیغی را رعایت کنیم؟ آیا این خود ضد تبلیغ نیست؟

چه خوب بود اگر در زمان انجام این سفرها؛ متولیان برنامه ریزی بیش از آن که به کمیت های و به ظاهر با شکوه آن بیاندیشند؛ رفتاری «عالمانه» می داشتند و منافع مردم و «حق الناس» را بر هر امر غیر ضرور دیگر ترجیح می دادند.

به اشتراک بگذارید:


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *