سراب داشتن جامعه ای سالم: شادی؛ طول عمر و خلاقیت

علم ثابت کرده است شادی موجب سلامتی، طول عمر، نوآفرینی و بهبود روابط انسانی می شود. در این یاد داشت نقش شادی در زندگی فردی و اجتماعی بررسی می شود. علاوه براین نتیجه ی مطالعات انجام شده در ارتباط با راهبه های شاد و آنها که شادی کمتری داشته اند به مخاطبین عزیز ارائه می شود و به این سوال پاسخ می دهیم چرا مدیر شما باید مراقب شادی تان باشد؟ همچنین به این سوال پاسخ می پردازیم که چرا باید شادی مردم برای دولت ها مسئله با اهمیتی باشد؟

پیش از آغاز مطلب، یاد آوری این نکته ضروری است که برخی گمان می کنند موضوع شادی، یک موضوع تجملاتی و مربوط به طبقه ی مرفهان بی درد است. به همین دلیل نه تنها معتقدند تحقیق درباره ی خوشی ضرورت ندارد بلکه در سخنرانی های خود مدام برنامه ها و سیاست های شادی آفرین را توبیخ و محکوم می کنند. با این وجود شواهد فراوان نشان می دهد که شادی و بررسی علمی آن بیش از بررسی احساساتی مانند اندوه و ترس و خشم، می تواند در بهبود اوضاع اجتماعی و فردی موثر باشد. تحقیقات متعدد ادعای تجملاتی بودن شادی را رد و اثبات می کند امروزه شادی نیاز واقعی همه ی جوامع است.

یکی از پیشاهنگان بررسی علمی شادی، سونیا لایومبورسکی، استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا است. به اعتقاد سونیا در خوشحالی انسان مزایای بسیاری وجود دارد. او و همکاران دانشگاهی اش با بررسی ۲۲۵ تحقیق مرتبط با احساسات انسان دریافته اند افرادی که احساسات مثبت بیشتری را تجربه می کنند، شاد تر هستند. بر اساس این تحقیق انسان های شاد در محل کار خود خلاقیت بیشتری دارند و پول بیشتری به دست می آورند. آنها رهبران موفقی هستند و در مذاکرات از شانس پیروزی بیشتری برخوردارند. در روابط اجتماعی احتمال دوست یابی و ازدواج این افراد بیشتر است. انسان های سر خوش از حمایت اجتماعی متناسبی لذت می برند. علاوه براین این افراد نسبت به دیگران خیرخواه تر بوده و در انجمن های خیریه از خود سخاوت بیشتری نشان می دهند. البته بعضی با انتقاد می گویند که بذل و بخشش این افراد به دلیل خودخواهی و خود محوری است. حتی برخی سرخوشی را یک ویژگی منفی شخصیتی ذکر می کنند. اما در واقع انسان های شاد در برابر دیگران از خود انعطاف بیشتری نشان می دهند و به همین خاطر خودخواهی کمتری دارند. انسان های خوشحال، نشاط و سرزندگی بیشتری احساس می کنند و به همین دلیل، سیستم ایمنی قدرتمند و عمر طولانی تری دارند. در کنار این مزایا، شاد بودن انسان را در مسیر زندگی به مکان و جاهایی می برد که حوادث خوب برای فرد رقم بخورد. به باور این استاد روانشناسی، دنبال کردن شادی صرفا به لذت جویی یا داشتن احساس خوب یا خوشگذرانی ختم نمی شود. شاد بودن انسان می تواند به نوعی عامل شکل گیری انواع دیگر نیکویی ها در پندار، گفتار و کردار او باشد.

تحقیقات دیگری که توسط دانشمندان روانشناسی اجتماعی از سال ۲۰۰۵ به این طرف صورت گرفته نشان می دهد همان زمان که به دنبال شادی و خلق خوشبختی هستیم، منافع آن در چهره های مختلف رخ نموده و به زندگی مان لبخند می زند. همه دوست داریم عمر طولانی، سلامتی، خلاقیت، روابط دوستانه و خانوادگی محکم و همچنین فرهنگ و اجتماع سالم تری داشته باشیم. شادی مهمترین عامل رسیدن به این آرزوها است. بنابراین شادی مردم باید نخستین اولویت کار علمی دانشمندان و کسانی باشد که اداره جامعه را به عهده دارند.

امید به زندگی یکی از شاخص هایی است که مرز کشورهای توسعه یافته را از کشورهای در حال توسعه مشخص می کند. در غرب در تحقیقی، امید به زندگی راهبه های ساکن یک صومعه توسط روانشناسان بررسی شد. در این تحقیق یاد داشت های دفترچه ی خاطرات راهبه ها تحلیل محتوا گردید. یافته ها نشان داد راهبه هایی که دهه های ۷۰ و ۸۰ عمرشان را طی می کردند و از بقیه خوشحال تر بودند،  نسبت به آنهایی که خوشحالی کمتری را گزارش کرده بودند و دهه ی ۲۰ و ۳۰ زندگی شان را سپری می کردند، «کمتر دوست داشتند بمیرند». مطالعه ای دیگر بین دانشجویان  نشان داد آنها که خوشحال ترند، امید به زندگی بیشتری دارند. به هر حال، شما در هر سنی که قرار داشته باشید اگر واقعا احساس شادی کنید، یعنی از ۱۰ نمره کامل، به شادی خود نمرات ۸ و ۹ و ۱۰ بدهید، می توانید امیدوار باشید ۵ تا ۷ سال از انسان های اندوهگین بیشتر زندگی می کنید. تردید نکنید شادی به انسان عمر طولانی می دهد.

علاوه براین شادی و خوشی با سلامت جسمی رابطه ی تنگاتنگی دارد. وقتی انسان در زندگی روزانه ی خود شادی بیشتری به دست می آورد: دردهای مزمن، کمتر به سراغش می روند؛ احتمال ابتلا به دیابت و سکته ی مغزی در او کاهش پیدا می کند؛ درصد و احتمال مرگ دردناک در اثر تصادفی دلخراش برای او پائین می آید؛ در صورت ابتلا به سرطان شانس زندگی طولانی تری خواهد یافت؛ عملکرد قلب و عروق او ارتقا یافته و سیستم ایمنی بدنش قدرتمند تر خواهد بود. حتی شادی های به ظاهر کوچک و جزئی(مثل یک تبسم) مزایای بسیاری دارند. بنابراین با کمی مبالغه می توان گفت: بدون شادی سلامت جسمی و روانی سرابی بیش نیست.

نقش شادی در سلامت جامعه کم اهمیت تر از سلامت فردی نیست. شادی و ایضا خوشبختی با مجموعه ای سرشار از احساسات مثبت و خوش بینانه به وجود می آید. اگر هر فردی مانند یک کودک معصوم و نازنین و با احساسات مثبت، با هم نوعان خود تعامل داشته باشد، دوستان بیشتری خواهد داشت، قضاوت ش نسبت به آنها صمیمانه و هوشمندانه تر و به دور از خودخواهی خواهد بود. احساسات و عواطف شاد، مزایای اجتماعی فراوانی دارد. در حقیقت محتوا و معنای تعامل با احساسات مثبت، اساس و بنیاد زندگی اجتماعی است. استحکام روابط خانوادگی، افزایش شانس ازدواج، ارتباط درست با فرزندان و کودکان، تداوم روابط با دوستان قدیمی، کاهش احتمال طلاق و … ، همه مزایای اجتماعی بیشماری است که در سایه ی احساس بزرگی شکل می گیرد به نام شادی که خود نتیجه ی عشق و دوست داشتن است. عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست!

ده ها تحقیق انجام شده به ما می آموزند که شادی که عموما با احساسات مثبت در هم تنیده است افراد را در کار خود خلاق و نوآفرین می کند. برخی به اشتباه، تصویری که از نوابغ و مخترعان ارائه می دهند حاکی از رنج، نا امیدی، احساس وحشت و نگرانی است. باید این کلیشه ی ذهنی نادرست را مانند افکار سمی از ذهن به بیرون پرتاب کرد. دانشمندانی نظیر آلیس ایسن و بارد فردریکسون با شیوه ی علمی ثابت کرده اند انسان ها هنگامیکه دارای احساسات مثبت هستند، رضایت شان از دیگران افزایش یافته و از آنها قدر دانی می کنند، در این حالت احساس شادی می کنند و  در کار خود خلاق تر، دقیق تر و نوآفرین می شوند.

تردیدی در نقش شادی در نوآوری و کار آفرینی نیست. جین داتون و همکارانش، در دانشگاه میشیگان در این ارتباط تحقیق جالبی انجام داده اند. نتیجه ی تحقیق آنها نشان داد وقتی فردی در محل کار خود شاد است و با گشاده رویی با مراجعین برخورد می کند، ارباب رجوع نیز در ارزیابی شان کار او را خلاقانه و دقیق گزارش می کنند. علاوه براین روسای این افراد آنها را در انجام وظیفه عالی توصیف می کنند. در حقیقت انسان های شاد کم حوصله نیستند. تمرکزشان در کار زیاد است و به همین خاطر با ارباب رجوع مذاکرات خوب و رضایت بخشی دارند. تمرکز انسان های شاد موجب می شود همیشه هنگام بروز مشکلات، راه حل هایی شگفت انگیزی در آستین خود داشته باشند که سبب علاقه، اعتماد و افتخار ارباب رجوع می شود.

بررسی سازمانهای گوناگون نشان می دهد مدیرانی که در محل کارشان بذر رفاه، خوشی و رفاقت می پاشند، کارمندان زیر مجموعه ی آنها، خلاقیت، کارآیی و مسئولیت پذیری بیشتر دارند. همچنین در این سازمان ها نسبت به سازمان های مشابه، کارمندان از سلامت جسمی بهتری برخوردار هستند. در حقیقت مدیران خود رای و تند خو، با دست خود تیشه به ریشه ی سازمان و اهدافی که برای آن استخدام شده اند می زنند.

در پایان نباید از تاثیر شادی در سلامت فرهنگ و جامعه غفلت شود. شادی مردم در عملکرد فرهنگی آنها تاثیر مستقیم دارد. البته لزوما بین شادی مردم یک جامعه با درآمد یا تولید ناخالص داخلی آنها ارتباط تنگاتنگی وجود ندارد. در سال ۲۰۱۳، آمریکا بالاترین سطح تولید ناخالص داخلی را داشت اما از نظر شادی و خوشبختی، در رده بندی جهانی رتبه ی ۱۷ را کسب کرده بود. بنابراین باید توجه داشت که فرهنگ هر کشوری می تواند راه متناسبی برای رسیدن به شادی مردم خود باز کند. برنامه ریزان فرهنگی کشورهایی نظیر دانمارک، نوروژ، هلند و حتی مکزیک در آمریکا، تلاش جدی کرده اند خوشبختی و شادی مردم خود را با تاثیر بر جریان کلی نظام اجتماعی و تصویب قوانین لازم، تسهیل کنند. این کشورها در ارزیابی های بین المللی از نظر سلامت فردی و اجتماعی، سرمایه گذاری در نظام آموزشی، شادی، اعتماد و سرمایه ی اجتماعی بهترین رتبه ها را به خود اختصاص داده اند. برخی معتقدند به جای تولید ناخالص داخلی((GDP که صرفا یک موضوع اقتصادی است باید میزان تولید ناخالص شادی(GDH) کشورها را با هم مقایسه نمود. در این جوامع مهمترین دغدغه ی دولتمردان، رفاه و شادی مردم است زیرا بدون شادی داشتن جامعه ای سالم سراب و توهم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *