ستون آزاد ۲۴۴

ماجرای کوچه ی ترانز!

اینجا ستون آزاد است و صدای ما را از نشریه معلوم الحالِ خیام نامه می خوانید. این که نیمی از اهالی یک روستا در شهرداری کار می کنند که مشکلی نیست. در همین نشریه ی خودمان هم نیمی از خبرنگاران بچه محل هستند. تازه نیمی از جماعت ذکور این نشریه، احسان نام دارند. باز هم مشکلی نیست. فلانی هم که کارگردان تلویزیون است هم کلاسی های خودش را دعوت می کند. حالا نیمی از کارمندان بخش خبر صدا و سیما هم دختر عمو پسر خاله باشند چه ایرادی دارد. اصلا وقتی دوسوم از قوای… – جان؟ بسه! چشم. من دیگه حرفی ندارم. برویم ببینیم دوستان چه نوشته اند:

سیستوم عَلارم!

میم فالگوش: این گفتگو را همینجوری شنیدم. خیلی ناخودآگاه. نه که فالگوش واستاده باشم ها. همینجوری تصادفی شنیدم:

کاف: کوجیرَ مگی؟ گاف: کوچَی ترانز. کاف: خا! ورگو چارده معصوم کوشتارگا! گاف: خا همونجی یَه دگه. اینگار تاحال اسمشه نشنوفتیی! کاف: شنوفتم. خادت دونبال بی یی؟ گاف: نِه یره. یَک پسرخَلَی معتادی درِم اُ تعریف مکید. کاف: خا مدنوم اونجی وضعش خُرابَه. گاف: مگوف دوربین دَرن دپوشت پینجره هاشَه. ازُم دور مپَیَنت. ببینن موشتری نیی در رَ وا نمنن. کاف: هو یره حالَ پِشروفته روفتن. سیستومای علارم درن. گاف: علارم چیَه دگه؟ کاف: سیستوم خطر. ازم دور ببینن معمور دَره میه همدگر ره خبردار منن. گاف: تازه جینسای کُلّی شَرَم د خَنه نگا نمدرن. دَمو پوشت یَک بیَوونیَه مُبرن دُ اُنجی د زِر خاک منن. مامورام که بِرِزن د خَنَشا اوقذر ودی نمنن کی کرِی کنه. کاف: مگیرنشام بعد چن وخ آز سَرشَ متن. گاف: پس نِ میَن خرجشارم بتن پلوَریشَ کنن موف موف.

پاکسازی جنسیتی

میم فریزن: این که گروه همیاران طبیعت درود بخواهند بروند و مفت و مجانی به پاکسازی طبیعت زیبای درود بپردازند بعد یک مقام قضایی مانع شود و بگوید تفکیک جنسیتی باید صورت بگیرد و خانم ها هم باید مقنعه داشته باشند از آن حرفهایی است که برای من همچین هضم بشو نیست که نیست. یعنی کم مانده که فردا بگویند رنگ مقنعه تان هم باید حتما سورمه ای باشد و پس فردا بگویند جنس مانتوتان هم باید کنف باشد و کفش هایتان هم پوتین سربازی و… . خب من چی بگم دیگه. با مقام قضایی هم نمی شود شوخی کرد. می بینی فردا قرار وثیقه می بُرند برای مدیر مسئولانمان خارج از وقت اداری. تا بیاید به خودش بجنبد باید یکی دوشب نون بربری سق بزند.

کارشناس هندوانه

میم صرفه جو: هندوانه خریده ام کیلویی ۵۰۰ تومان. یک همسایه ای داریم کارشناس امور آب است. (می رود کنتور خانه ها را می خوانَد) مرا هندوانه به دست داخل کوچه دیده می گوید برای هر کیلوی همین هندوانه ای که در دست داری ۵۰۰۰ تومان پول آب صرف شده است. (فکر کنم توی اینترنت یک چیزهای خوانده) می گم خب چیکار کنم؟ نخرم؟ میگه: بخر و بخور نوش جانت فقط گفتم که در جریان باشی بیست سال دیگه ایران کویر میشه و همه با هم باید ترک دیار کنیم. (هیچی دیگه هندوانه را زهر مارمان کرد.) نمی دانم واقعا این حرفهای کارشناسانِ راستکی راسته؟ این که ۷۰ درصد سفره های آب زیرزمینی دارند خشک می شوند؟ این که جنگ آب در راه است؟ این که سرانه منابع آب خراسان رضوی ۲۱ درصد کمتر از سرانه آب کشور است؟ این که وضعیت در استان ما به مراتب بحرانی تر از سایر نقاط است؟ این که مسئولان ما دارند به کشاورزان باج می دهند اما در آینده همه با هم بدبخت می شویم؟!

 

به اشتراک بگذارید:


2 دیدگاه برای “ستون آزاد ۲۴۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *