خیام،  ایران، آسیا شروع سینما در نیشابور

دکتر مهرداد مومنی

دکترای مطالعات ارمنی شناسی با گرایش تاریخ هنر

  • نخستین سینماهای نیشابور را چه کسانی ساختند؟

نوریک درشت اندام و ورزشکار بود! او را بسیار قوی، صادق، مهربان، مردمدار و جوانمرد وصف کرده اند؛ تا آن حد که بعضی او را به «فردین نیشابور» می شناختند.

 وی در معیت پدر به ساخت سینما ایران همت می گمارد و پس از راه اندازی سینما تا سال ۴۴ پس از دوبار سوء قصد و مسمومیت و نجات از مرگ حتمی به تهران رفت و در سال ۸۲ در تهران فوت نمود.

ارامنه،عاملان ورود صنعت

سینما به ایران

اولین دوربین های عکاسی بعد از پنج سال از اختراعش ، در سال ۱۲۱۸ وارد ایران شد. تمایل ناصرالدین شاه به ترویج عکاسى در ایران ، باعث شد تا در دوران حکومتش تعدادى از دانشجویان مستعد دارالفنون براى کسب مهارت ‌هاى فنى و اطلاعات هنرى به اروپا اعزام شوند. برخی پژوهشگران، نخستین عکاس ایرانی را «ملک  قاسم میرزا» دانسته و عده  ای شخص «ناصرالدین شاه» را از آغازگران ایرانی عکاسی برشمرده  اند.

نخستین دست اندرکاران عکاسی در ایران، اروپاییانی از فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در دارالفنون تدریس می‌‌کردند وعکاسی پس از ۱۲۳۹ شمسی در برنامه‌ های درسی دارالفنون گنجانده شد.

آقا رضا عکاسباشی، حسنعلی عکاس، آقا یوسف عکاس، میرزا ابراهیم  خان عکاسباشی، آنتوان خان سِوروگین (Antoine Sevruguine)، عبدالله قاجار از دیگر عکاسان پُرکار و نامدار دوران قاجار به شمار می ‌‌آیند .

میرزا ابراهیم عکاس‌ باشی که ده سالی را در اروپا به تحصیل عکاسی گذراند، در سفر اول مظفرالدین شاه به اروپا، همراه وی بود و پس از اینکه ‌شاه در تیرماه سال ۱۲۷۹ در فرانسه با پدیده سینماتوگراف آشنا شد، دستور تهیه آن دستگاه را داد. نخستین فیلمهای ایرانی را نیز در همین سفر در اوستاند بلژیک به تاریخ ۲۳ مرداد ۱۲۷۹ برداشت و در بهار ۱۲۸۰ نیز نخستین فیلم را به خواست مظفرالدین شاه از شیرهای باغ وحش فرح‌ آباد تهیه کرد.

نخستین سالن سینمای ایران در سال ۱۲۷۹ (پنج سال پس از اختراع جهانی آن توسط برادران لومیر) با نام «سینما سوُلی» توسط مسیحیان کاتولیک در شهر تبریز آغاز به کار کرد؛ پس از آن اولین قدم برای عمومی شدن سینما در ایران با احداث سالنهای سینمایی توسط اقلیتهای دینی و افراد غیرایرانی برداشته شد. اولین فرد از این گروه که اقدام به بازگشایی سینما کرد «روسی‌خان» بود که پدرش انگلیسی و مادرش روس بوده و نام اصلیش «ایوانف» و در آغاز سلطنت مظفرالدین ‌شاه به عنوان یکی از تکنسینهای عکاسخانه شاهی استخدام شده بود و در آغاز سلطنت محمدعلی ‌شاه به ریاست بخش عکاسی دارالفنون و مقام عکاس ‌باشی دربار دست یافت. او در سال ۱۲۸۵ با احساس تمایل عمومی مردم به سینماتوگراف، مشغول نمایش فیلمهای کمدی در اندرونی های شاهی و منازل اعیان و اشراف شد. روسی‌خان در سال ۱۲۸۷ یک سالن سینما در خیابان علاء‌الدوله (فردوسی فعلی) تأسیس نموده و سالن را با نمایش فیلمی از «جنگ روس و ژاپن» افتتاح کرد. مدتی بعد سالن بزرگتری را در خیابان لاله‌ زار اجاره کرد و آن را با نام «تماشاخانه بومر و روسی‌خان» بازگشایی نمود. فیلمهایی که او نمایش می ‌داد اکثراً ساخت روسیه بوده و یا از روسها حمایت می ‌کرد.

به تدریج اشخاص جدیدی از جمله «آقایوف» از ارامنه تهران مشهور به تاجرباشی که ابتدا در خیابان چراغ‌ گاز در قهوه‌خانه زرگرآباد به نمایش فیلم ‌پرداخت.به این صنعت نوپا جذب شدند.

پس از آن، تنها کسی که توانست سینما را به معنی امروزی در ایران همگانی کند فردی ارمنی به نام «آرداشِس باتماگِریان» (معروف به اردشیرخان ارمنی) بود که در سال ۱۲۹۱ سالنی باز کرد و با پخش سریالهای تارزان محبوبیتی همگانی یافت. از اقدامات مهم او، آوردن یک مترجم همزمان برای  بیان صحنه ها و جمله‌ های فیلم و آوردن گروه نوازنده برای نواختن موسیقی متناسب با صحنه‌ های فیلم بود.

از این زمان به بعد تا پایان دوره قاجار سینما دچار تحول عظیمی نشد و تنها به عنوان وسیله سرگرمی عده اندکی مورد استفاده قرار گرفت ..رکود سالن سینماهای تهران، سینماداران را بر آن داشت برای افزایش شمار تماشاگرانشان، اقداماتی از قبیل : استخدام مترجمان شوخ و بذله ‌گو،  دادن بستنی و لیموناد مجانی، چاپ تراکت برای معرفی داستان فیلم، دریافت روزنامه اطلاعات به جای بلیط، احتساب یک ونیم بلیط برای دو بلیط، ایجاد سالن هایی مخصوص بانوان و…. انجام دهند.خان ‌بابا معتضدی سالنی در میدان مخبرالدوله اجاره کرده و «سینمای پری» را افتتاح نمود و بدین ترتیب مردها در یک طرف سالن و زنها در سمت دیگر نشستند. ترفند آخر کارساز شد، گرچه همچنان قشر مذهبی جامعه از تماشای فیلم استقبال نمی‌ کرد، اما تعداد سینماهای مختلط در تهران و سپس سایر شهرستانها افزایش یافت و از مهمترین و مجلل ‌ترین آنها سالن سینمای «گراند هتل» بود که به سعی و کوشش «علی وکیلی» ایجاد شد.

در بیست و نهمین سال ورود سینما به کشور «آوانس اُهانیان» که جزو اولین فارغ التحصیلان سینما از اروپا بود، با همکاری خان‌ بابا معتضدی اولین فیلم بلند داستانی را با نام «آبی و رابی» به تصویر کشید. سال بعد نیز دومین فیلم با عنوان «انتقام برادر» توسط «ابراهیم مرادی» در بندر انزلی کلید خورد. در همین حین نخستین نقد فیلم در روزنامه «اطلاعات» و « ستاره جهان» چاپ شده و نخستین لایحه نمایش‌ها و سینماها از جانب بلدیه تهران به تصویب رسید. پس از ابداع سینمای ناطق در ۱۳۰۶، به سال ۱۳۱۱ که فیلم «حاجی آقا آکتور سینما» ساخته «آوانس اُگانِیانس» به نمایش درآمد، کمپانی «امپریال فیلم» در فکر ساخت نخستین فیلم ناطق ایرانی بود. ساخت «دختر لر» به عنوان اولین فیلم ناطق ایران هفت ماه به طول انجامید و در نهایت زمستان ۱۳۱۲ در سینما مایاک اکران شد که با استقبال عمومی شدید مردم مواجه گردید.

ارامنه ، پایه گذاران  صنعت سینما

 در نیشابور

ارامنه که در صنعت سینمای ایران  نقش به سزایی داشته اند، اقلیتی قومی مانند بقیه اقوام ایرانی هستند که از تاریخ و چگونگی ورود آنها به نیشابور اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی در منابع تاریخی ارمنی از حضور آنها در دوران اشکانیان یاد شده است. آنها مردمی اهل تحصیلات، با فرهنگ، هنرمند و اهل علم و اقتصاد بودند و در پیشرفت جامعه ایران از دیرباز تا به امروز نقش مهمی داشته اند. یکی از تأثیرات مهم آنان، همین هنر-صنعت سینما را شامل می شود که بخصوص در نیشابور اولین پایه گذاران این صنعت محسوب می شوند.

«مارتین هاروتونیان» اظهار کرده که پدربزرگ وی به همراه چند نفر دیگر از برادران و خانواده همسران خود در زمان ناصرالدین شاه از همدان به سمت خراسان به خصوص نیشابور و مشهد آمده  اند. بسیاری از آنها در کار پنبه و عمل آوری آن دخیل بوده و با ارتباطاتی که با اروپا داشتند پنبه  های منطقه را جمع  آوری و برای کشورهایی مثل آلمان، انگلستان و فرانسه ارسال می کرده  اند. بعضی از ارامنه هم پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به ایران و از جمله نیشابور آمده اند. آنها در نیشابور دو سینما که دارای سالن های مجهز تابستانه و زمستانه بود را ساختند و مردم نیشابور را با این پدیده بزرگ آشنا کردند.

«مهندس استپان هاروتونیان» فرزند پدری ملاک بود و تحصیلات خود را در رشته مهندسی عمران در دانشگاه فرانکفورت آلمان به پایان رساند. استپان از معماران و سرمهندسان شهرداری بود. او و برادرش «آندرانیک» در طراحی پروژه های شهری و توسعه شهر نیشابور نقش زیادی ایفا کردند. از جمله کارهای عمرانی او می توان به طراحی و ساخت بناهای شهری زیادی در معیت برادران کاظم و محمد مؤمنی اشاره کرد: طرح جامع شهر نیشابور و خیابان کشی های مدرن، باغ ملی، سینما ایران، سینما آسیا، کانون پرورش فکری و ….  «سینما خیام» را در نیشابور با دو سالن تابستانه و زمستانه ساخت و شور و نشاط خاصی به شهر آورد (اواخر دهه بیست). سینما دقیقاً در نبش میدان خیام که امروز به جای آن بانک صادرات ساخته شده قرار داشت و بخش تابستانه آن را امروز تعداد زیادی مغازه گرفته اند (خیابان شرقی بانک). یکی از بازماندگان مهندس استپان فیلمی ۳۵ میلیمتری از نیشابور سال ۱۳۲۷ را در اختیار دارد که بنده نگارنده بخشی از آن را دیدم و برایم بقدری جالب بود که حس نوستالژی عجیبی را در من بوجود آورد. از این فیلم فقط همین یک نسخه موجود بوده و قرار شده که انشااله یک نسخه از آن تهیه و در اختیار این جانب به عنوان سندی تصویری از نیشابور قرار گیرد. این بازمانده مهندس هاروتونیان از جزییات مدیریت، برنامه ها، دست اندرکاران و دیگر اطلاعات این سینما متأسفانه گزارش چندانی در دست نداشت و این سینما مانند بسیاری از سینماهای دیگر کشور در جریان انقلاب ۵۷ به تعطیلی کشیده شد و پس از چند سال واگذار شده و تغییر کاربری داد.

«بالاسان مِلیک-مِلکومیانس» اصالتاً اهل قره داغ بوده و در زمان «تزار نیکلای» از جمله تاجران خوب دولتی روسیه محسوب می شده و برای خرید و فروش در مناطق مختلف ایران رفت و آمد داشت. پس از مدت زمانی حکومتیان روسیه به او مشکوک شده و شروع به آزار و اذیتش می کنند. او هم به همراه خانواده خود به شهر شیروان ایران می آید. در آنجا به کار کشاورزی و پرورش پنبه و چغندرقند مشغول شده و جزو اولین پایه گذاران صنعت پنبه پاک  کنی، روغن  کشی و کارخانه قند شیروان بوده است. او و پسرش «مهندس آشوت» پایه گذار کارخانه های قند فریمان و نیشابور نیز بوده  اند. از دیگر فعالیتهای بالاسان به پایه  گذاری و آوردن صنعت سینما به خراسان نیز باید یاد کرد که «سینما ایران» نیشابور از آنهاست.

پسر بزرگ بالاسان، «نوریک»(Norik)  با کمک پدر، ملکی که اکنون کل ضلع شمال شرق میدان امام (ایران) را شامل می شود در دهه بیست شمسی به هزار تومان خریداری و «سینما ایران» (با دو سالن زمستانه و تابستانه) و مهمانخانه کوچکی را ساخت. نوریک درشت اندام و ورزشکار بود! او را  بسیار قوی، صادق، مهربان، مردمدار و جوانمرد وصف کرده اند؛ تا آن حد که بعضی او را به «فردین نیشابور» می شناختند. او در معیت پدر به ساخت سینما ایران همت می گمارد و پس از راه اندازی سینما تا سال ۴۴ پس از دوبار سوء قصد و مسمومیت و نجات از مرگ حتمی به تهران رفت و در سال ۸۲ در تهران فوت نمود. ایشان از نیشابور و خاطرات سینما و مردم خاطرات خوب و بد زیادی را برایم تعریف کردند . در گذران امور سینما ایران، «لوییزا» دختر ارباب بالاسان، ملقب به «مادام» به برادر کمک می کرد و برنامه فیلم ها و زمان پخش و اکران و برنامه ریزی ها را به عهده داشت، تا اینکه با «آرشاک خاچاتوریان» آشنا شد و با هم ازدواج کردند. او با برادرش نوریک و شوهرش در سینما مشغول به فعالیت بودند و پس از فوت پدر و (کمی بعد) شوهرش، همچنان به کار ادامه داد. لوییزا در جریان جنبش های مردمی در سال ۵۶ سینما را تعطیل کردو به تهران رفت. متأسفانه زمان زیادی نگذشت که خبر غارت سینما و آتش زدن آن را یکی از همشهریان تلفنی به او می دهد؛ بنا به گفته اعضای خانواده، او همانجا پای تلفن سکته کرده و در همان روز فوت می کند.

«سینما آسیا» را هم «خاندان غازی» با طرحی از مهندس استپان هاروتونیان در خیابان امام نبش کال منوچهری (پاساژ شهرداری امروز) ساختند که آن هم در جریان انقلاب در سال ۵۷ به آتش کشیده شد .

 

به اشتراک بگذارید:


2 دیدگاه برای “           خیام،  ایران، آسیا شروع سینما در نیشابور

  1. سلام تشکر فراوان از شما برادر عزیز که در امر تاریخ معاصر نیشابور قدمهایی بسیار برداشته آید قطعا اطلاعات شما در زمان حال که برگرفته از تحقیقات و مصاحبه های با افراد در قید حیات نشات می گیرد اگر با تاخیر انجام گیرد خیلی از این منابع از بین می رود ممنون از لطف شما که شامل حال شهر مان شده است بسیار خوشوقت که بتونم در این راه همراه شما باشم بنده شماره خودم را برایتان ارسال میکنم که درصورت نیاز بتوانم در خدمت شما باشم قابل ذکر است تحصیلات بند در مقطع ارشد مدیریت میباشد وسالها مدیر ارشد این ادارات دولتی بودم ۰۹۱۵۱۵۰۰۱۱۶ ح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *