خشونت و تجاوز جنسی

در  روزهای اخیر ۲ خبر با موضوع خشونت جنسی بار دیگر جامعه را تکان داد. یکی آزارِ جنسیِ گروهیِ دانش‌آموزان در مدرسه‌ای واقع در غرب تهران و دیگری تجاوز به بهاره، کودک ۵ ساله‌ی افغانستانی!

از تجاوز و خشونت جنسی متاسّفانه فقط یک معنا استنباط می‌شود؛ درحالی‌که هرگونه تعرّض و تعدی به حریم بدنی افراد تجاوز محسوب می‌شود و فقط درجات آن متفاوت است.  دستمالی کردن و دست زدن به بدن کودکان و نوجوانان هم خشونت جنسی است‌. هرگونه عملی که با نارضایتی طرف مقابل انجام شود، تجاوز به حریم اوست. در مورد کودکان این ماجرا متفاوت است. حتّی اگر کودکی به‌دلیل ناآگاهی و ندانستن، نتواند نارضایتی خود را نشان دهد، تعددی به بدن او تجاوز است.

در خبر اوّل تعدادی از دانش‌آموزان در مدرسه با پخش فیلم‌های مستهجن توسّط معلّم‌شان، تحریک شده و با یکدیگر اعمال غیر اخلاقی و جنسی انجام می‌دادند.

پرخاشگری ‌و عصبی بودن غیرطبیعی یکی از این دانش‌آموزان در خانه سبب شده والدین به روان‌پزشک مراجعه کنند و دانش‌آموز پرده از رازی هولناک بردارد.

سیّدمحمّد بطحایی وزیر آموزش و پرورش یکی از دلایل این اتّفاق را غیررسمی بودن معلّم مدرسه دانست که مراحل قانونی برای به‌ کار گرفته شدن او در مدرسه طی نشده است. او از تقویت و به‌روزرسانی فرآیند گزینش به‌ویژه نظارت سخت‌گیرانه و بدون مسامحه برای جلوگیری از تکرار این اتّفاقات سخن گفته است. سخن وزیر مربوطه، سوالی بزرگ را در ذهن شکل می‌دهد که پاسخ به آن بسیار هولناک است. در چند مدرسه معلّمان بدون گزینش و نظارت سخت‌گیرانه مشغول به کار هستند؟ و اصولاً با چه معیارهایی این گزینش صورت می‌گیرد؟ آیا معلّمان مدارس به لحاظ «بهداشت روان» مورد گزینش قرار می‌گیرند و یا در انتخاب آنها صرفاً اعتقاد به اصول و فروع دین و تعداد دفعات شرکت در برخی مراسم ها اهمّیّت دارد؟ آیا فقط گزینش بدون مسامحه‌ی معلّمان مطرح است و یا آموزش به دانش‌آموزان نیز باید در دستور کار قرار گیرد؟

متاسّفانه بعد از تجاوزات این‌گونه با این مسئله روبه‌رو می‌شویم که کودکان و نوجوانان از آموزش‌های متناسب درخصوص مسائل جنسی برخوردار نیستند و یا این که از ابراز آن اظهار شرم می‌کنند و نگران رفتن آبروی‌شان هستند. این‌جا است که وظیفه‌ی خانواده‌ها و آموزش و پرورش پررنگ‌تر می‌شود.

اتّفاق هولناک دیگر، تجاوز به بهاره، کودک ۵ ساله‌ی افغانستانی در خمینی‌شهر بود. کودکی که برای خرید نان از خانه خارج می‌شود و متجاوز با بستن چشم و دهان بهاره او را به خرابه‌ای برده و به او تجاوز می‌کند!

هر روز زنگ هشدار برای خانواده‌ها و مسئولین مربوطه نواخته می‌شود. خانواده‌ها آموزش‌های لازم را در اختیار فرزندان خود بگذرانند. به آنها خودمراقبتی و دفاع از بدن خود را بیاموزند تا اجازه ندهند هر کسی آن ها را در آغوش بگیرد و ببوسد. اجازه ندهند کسی به بخش‌های خصوصی بدن‌شان دست بزند و به آنها بگویند اگر کسی لمس‌شان کرد، فریاد بزنند. والدین وظیفه دارند با کودکان خود ارتباط صمیمانه داشته باشند تا آنها بتوانند حرف‌های‌شان را بدون ترس بزنند‌ و اگر این اتّفاق برای آنها افتاد، به پدر و مادر خود بگویند.

پدر و مادر آنچه را باید به فرزندان آموزش دهند از طریق خواندن کتاب و یا مراجعه به روان‌شناس بیاموزند. بیاموزند که یک کودک چه نیازهایی دارد و چگونه باید با او برخورد کنند و بدانند که دختر ۵ ساله باید بازی کند، عروسک‌هایش را به آغوش بکشد و بخندد و نه زنبیل در دست در کوچه و خیابان رها شود، در آغوشی بیمار جای بگیرد و به بدن نحیفش تجاوز شود!

والدین باید بدانند پس از تجاوز کودک با آسیب‌های روانی مواجه می‌شود که جبران‌ناپذیر هستند. کودک باید بداند که در این ماجرا گناهکار نیست‌ و نباید سرزنش شود.

انتشار این اخبار اگرچه موجب اندوه و ناراحتی است؛ امّا از سویی سبب هوشیاری بیشتر والدین و مسئولین خواهد شد. در این میان واکنش مسئولین باید پیگیری ماجرا باشد و پیشگیری از اتّفاقات بعدی و نه در خفا نگاه داشتن اصل ماجرا. در مورد تجاوز به دختربچّه‌ی ۵ ساله، ابطحی نماینده‌ی خمینی‌شهر، خواستار برکناری رئیس اورژانس اجتماعی شد و دلیل آن را افشای ماجرای تجاوز به این کودک دانست!! گویی درکنار آموزش به والدین و کودکان، باید به برخی از مسئولین هم آموزش داد که حدود اختیارات خود را بدانند و تلاش در جهت حلّ مشکلات مردم داشته باشند؛ نه این که خود بر مشکلات بیفزایند.

آن‌جا که ترس از آبرو، تجاوز را مسکوت نگاه می‌دارد؛ جامعه به جای این که برای کودکان و نوجوانان ما جای امنی باشد، برای متجاوزگران جای امنی می‌شود. افشای تجاوز و برخورد با متجاوز چه معلّم باشد، چه قاری قرآن و…، از عوامل بازدارنده و تا حدّی پیشگیری کننده‌ی تجاوز‌ است.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *