ازدحام زیر خطّ فقر…

رابعه صادقی

این روزها دیگر نمی‌توان گفت بین افراد جامعه فاصله‌ی طبقاتی وجود دارد؛ چرا که این فاصله کهکشانی شده است.

در کشوری زندگی می‌کنیم که بین شغل، منزلت اجتماعی و میزان درآمد افراد فاصله‌ی زیادی وجود دارد. یکی ۳۸ هزار و دویست و پنجاه سکّه می‌خرد و یکی در میان زباله‌ها در جستجوی بطری و کاغذپاره است. یکی همزمان چند شغل دولتی دارد و دیگری با مدرک دکترا از دانشگاه معتبر به دنبال شغلی مناسب می‌گردد. یکی در باغ چند هزارمتری در منطقه‌ی خوش آب‌‌وهوا زندگی می‌کند، یکی به دنبال یافتن اتاقکی است که سرپناه خانواده ‌اش باشد. یکی حقوق نجومی می ‌گیرد و دیگری حقوق کارگری که کفاف مخارج زندگی‌اش را نمی ‌دهد و آن را هر چند ماه یک ‌بار دریافت می‌کند!

در این میان مسئله‌‌ ی دیگر ناهماهنگی میان میزان کار و فعّالیّت افراد و دستمزدی است که در قبال آن دریافت می‌کنند. کارگران، کارمندان، معلّمان، هنرمندان، پرستاران، پزشکان، مهندسان، وکیلان، وزیران و… همه از تلاشگران جامعه هستند؛ امّا میزان درآمدشان با یکدیگر بسیار متفاوت است. اگرچه در بعضی مشاغل میزان تحصیلات افراد و اعتبار دانشگاهی که از آن فارغ‌التّحصیل شده‌اند، در میزان درآمدشان تاثیرگذار است؛ امّا این تفاوت گاهی منطقی به نظر نمی‌رسد. برای مثال پزشکی و دندان‌پزشکی از جمله مشاغل پر درآمد و گاه با درآمد نجومی هستند که قشر کم درآمد جامعه گاه توان پرداخت پول ویزیت‌ آن ها را هم ندارند‌!

البتّه از یک سو کارگر ساده توان پرداخت هزینه‌های دندان‌پزشکی را ندارد، از سویی دیگر تعدادی از مردم هر روز به دنبال زیباتر شدن و هزینه‌کردن برای زیبایی ظاهری خود هستند‌.

یکی از مشاغلی که این روزها به‌ویژه برای خانم‌ها بسیار پردرآمد است و مشتری‌های خاصّ خود از طبقات مرفّه را دارد، مدیریّت سالن‌ها و کلینیک‌های زیبایی به ویژه در شهرهای بزرگ است. مکانی که در گذشته از آن با ‌عنوان آرایشگاه یاد می‌شد این روزها جای خود را به سالن‌های زیبایی داده است؛ فضایی بزرگ که انواع خدمات زیبایی به خانم‌ها ارائه می‌شود. برای مشغول به کار شدن در این سالن‌ها نیاز به تخصّص در تمام زمینه‌های زیبایی نیست. کافی ا‌ست در یکی از زمینه‌ها برای مثال ناخن، مو، پوست و… مهارت داشته باشید و یک صندلی در سالن اجاره کنید. سالن‌هایی که هر روز شلوغ‌تر از پیش می‌شوند و خدمات خاص و جدیدتری ارائه می‌دهند؛ امّا هزینه‌ای که دریافت می‌کنند هیچ تناسبی با میزان خدمت ارائه شده ندارد! اگرچه هیچ کدام از این خدمات دائمی نیست؛ امّا به دلیل مرتبط بودن با بهداشت و زیبایی، ماهانه خانم‌ها به این سالن‌ها مراجعه کرده و هزینه‌های گزاف پرداخت می‌کنند. به نظر می‌رسد نظارت خاصّی بر قیمت‌ها در این مراکز وجود ندارد و به دلیل استقبال مردم هر روز به صورت قارچی تعدادشان بیشتر می‌شود. در مقابل، مشاغل هنری که در حال حاضر بیشترشان به صورت آکادمیک در دانشگاه‌ها تدریس می‌شوند، در بیشتر مواقع با حدّاقل درآمدزایی همراه هستند. برای مثال یک اثر صنایع دستی که نماد فرهنگ یک ملّت است و به چرخیدن چرخ صنعت کمک می‌کند، با وجود ماندگاری و به نسبت زمانی که هنرمند برای ساخت و آفرینش آن صرف می‌کند، ارزش افزوده‌ی چندانی ندارد.

اینها چند مثال ملموس از آن چیزی است که در جامعه دیده می‌شود. تناسب نداشتن میزان فعّالیّت شخص و درآمد حاصل از آن، از عوامل ایجاد شکاف بیشتر بین طبقات مختلف جامعه می‌شود. در حال حاضر نمی‌توان جامعه‌ی ایران را به سه طبقه‌ ی بالا، متوسّط و طبقه‌ی کارگر تقسیم کرد؛ چرا که در هر یک از این طبقات شکاف‌های عظیم وجود دارد که هر کدام را به چندین طبقه تقسیم می‌کند. طبقه‌ی بالا که شامل اشخاص با مناصب خاص می‌باشد، بخشی است که ثروت هنگفت در آن معنای واقعی می‌یابد. ثروتی که با خود رفاه به همراه دارد. رفاه برای افراد در طبقات مختلف اجتماع معانی متفاوتی دارد. در واقع در سطح سوم که شامل کارگرها هم می‌شود، رفاه معنایی ندارد؛ بلکه تامین نیازهای اوّلیه در پایین‌ترین سطح کیفی مورد نظر است. شکافی که روز به روز در بین سطوح جامعه بیشتر شده و تعداد بیشتری را به زیر خطّ فقر می‌کشاند.‌

ثروت در دست معدودی متمرکز می‌شود و طبقه‌ی میانی هم به سطح سوم نزول می‌کند و سطوح مختلف در این دوطبقه تعریف می‌شوند. طبقه‌ی اوّل که میزان دسترشی‌شان به امکانات رفاهی، طبقات را تعریف می‌کند و طبقه‌ی پایین که میزان عدم دسترسی‌شان به آسایش آن ها را دسته‌بندی می‌کند. فاصله‌ای که روز به روز بیشتر می‌شود.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *