آیا حجابِ اجباری و اجبارِ حجاب، دینی است؟

ناصر آملی

حجاب به نوعی پوشش شرعی گفته می شود؛  یعنی در اصطلاح، حجاب یعنی نوعی پوشش شرعی که البته در ادیان و مذاهب مختلف و نیز متناسب با جغرافیاهای متفاوت، تفاوت می کند.  اما همین حجاب در معنای لغوی یعنی پوشش و از «حجب» می آید؛ «حُجب» به معنی عفاف نیز از همین ریشه است و فرد عفیف، زن  یا مرد، یعنی آنکه پوشیده در اخلاق و رعایت حدودی متعارف و پسندیده است. انسان عفیف، برهنه نیست؛ خود را بر دیگران عرضه و تحمیل نمی کند و این برهنگی نیز به معنای عام است، نه فقط پوشش به معنای حجاب و لباس.

باری، لباس و پوشش یکی از حدود و مرزها و فصل های میان انسان و دیگر موجودات است.  لباس ساخته دست بشر است و همین مصنوعیت است که آن را انسانی می سازد و متفاوت و برتر از زیستِ غریزی؛  لذا بعید است کسی با نفس پوشش مخالفت جدّی داشته باشد؛  بلکه مخالفت بر سر چگونگی آن است.

لباس نوعی زبان و ادب هم هست؛  یعنی ما با لباسمان سخن می گوییم؛  با لباسمان حدودی را نشان می دهیم؛  ادب نیز یعنی «حدّ»؛  و انسان مؤدّب یعنی فرد نگاه دارندۀ حدّ و مرز.  اساساٌ بدون  حدّ  و نگاه داری و بروز آن، شناسایی ممکن نیست؛  حَسَن آن است که فرهاد و جورج نیست و حدّ حسن و فرهاد و جورج را چیزهایی روشن می کند، از جمله زبان و هنر و لباس که خود انواع آداب اند.

و حجاب شرعی نیز نوعی ادب است و مرز میان فرد دیندار را با فرد غیر دین دار نشان میدهد؛  اما در زبانِ لباس و پوشش. آن که کراوات می بندد، می خواهد بگوید من به ادبی از آداب غربی باور دارم و آن را درست می شمارم؛  به عبارت دیگر با بستن کراوات دارد با ما سخن می گوید و برعکس، آن که ریش انبوه می گذارد و لباس – تقریباٌ – عصر نبوی می پوشد نیز می خواهد خود را نبوی نشان دهد و با شکل و شمایل و پوشش ش سخن بگوید و خود را معرفی کند و همین مرزها و حدّها، شناسایی را ممکن می کند:  مرزها و حدود و حتی تضادها و تخالف ها، ابزارهای بصری و نظری و صوتی – تصویری شناخت ما از یکدیگرند؛  و لذا اگر نباشند، دو اِشکال اساسی به وجود می آید:

اوّلاٌ – چنانکه عرض کردم – حذف مرزها و حدود،  شناخت را ناممکن می کند.

ثانیاٌ، نبود و حذفِ مرزها و حدود، ممکن نیست مگر به زور و جبر؛  و زور و جبر اولین چیزی را که در این مورد هدف قرار می دهد، انسانیّت ماست.  چرا؟

چون انسانیّت آدمی منوط و مشروط به اراده و اختیار ما و اِعمال آن است.

جامعۀ یک شکل، مردمی که لباس و شکل آن بدانها تحمیل می شود، در واقع دچار یک تهاجم ضد انسانی می شوند؛  چه مجبور به شکل واحد در بی حجابی شوند(مثل دوره رضا خان)؛  چه مجبور به شکل واحد و یا اجباری در حجاب شوند؛  این انسان، در واقع مورد یک تعرّض غیر انسانی قرار می گیرد و انسانیت او لگد کوب می گردد.

وقتی کسی برای لباس مردم شکل تعیین می کند، به صدای بلند به آنها می گوید شما حقّ انتخاب ندارید؛  و آن که حقّ انتخاب ندارد، انسانیّت او مورد تعرّض واقع می شود!  و همین است راز غیر انسانی بودن تحمیل نوع پوشش. این رفتار در کمونیسم روسی و چینی و استبداد رضاخانی ، کاملاٌ مشهود است:  نفی ارادۀ انسان و ضدیّت با انسانیّت او.

اما ممکن است از فردی چون من پرسیده شود «تو خود آیا با حجاب شرعی مخالفی؟»

نه؛ من مخالف نیستم. من به عنوان یک مسلمان موافق با حجاب برای مردان و زنان ام و معتقدم لباس ما باید سخنگوی اندیشه های ما باشد:  آن که لباس کاملاٌ غربی می پوشد، دارد به فرهنگ غربی اظهار ارادت می کند؛  آنکه لباس خاصِّ هم نوا با مؤمنان می پوشد، دارد مرز شناختی خود را با دیگران آشکار می سازد؛  زنی که مو و تن خود را از نامحرم می پوشاند، دارد به یک ادب و حکم شرعی اذعان می کند و آنکه موی نمی پوشاند، اما تن می پوشاند، دارد ادب دینی و یا فرهنگیِ دیگری را اظهار می کند؛  و مرد یا زنی که تنِ خود را به چشم ها و نگاه ها عرضه می کند نیز دارد یک فرهنگ و اندیشۀ خاصّ و تنانه را بازتاب می دهد؛  این تنوّع نگاه ها و لباس ها و بازتاب ها فی نفسه بد نیست و موجب بسط شناخت و نوعی دیالوگِ وضعی و خواه ناخواه می شود؛  فکر را درگیر می کند و در واقع به انسانیت ما مجال ظهور می بخشد؛  اما در این میان من همان قدر موافق حجابم، که مخالف اجبار در این امر!

اجبار در نوع پوشش، اجبار در نوع و تنوّع اندیشه است؛  این اِجبار انسانی نیست و چون انسانی نیست، اخلاقی و دینی هم نمی تواند باشد.  اگر قوّۀ انتخاب را از آدمی بگیریم، او را به مرحلۀ مادون انسان پایین کشیده ایم و مادون انسان نمی تواند به سوی دین یا بی دینی برود؛  در حالی که دین داری یعنی گزینش مختار دین، و امر دینی،  از غیرِ دین و امر غیرِ دینی.  بنابراین، اجبار در آداب، نه تنها دینی نیست،  که راه دین و دینداری را سدّ می کند.

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *